توجه

منو

دیدنیهای روسیه

تعداد رای ها:
(تعداد بازدید : ۲۶۹۷)
نویسنده :  ن.جواهری

برای معرفی جاذبه های کشور روسیه ، اولین چیزی که به خاطرم می رسد عظمت و شکوه منحصر به فرد ساختمان های دو شهر مسکو و سنت پترزبورگ است.

در نوشته های تاریخی اولین بار در سال ۱۱۴۷ میلادی از شهر مسکو نام برده شده ، یعنی قدمتی ۸۷۰ ساله !

ناخودآگاه با شکوه تخت جمشید ۲۵۰۰ ساله خودمان مقایسه می کنم.هر کدام در نوع خود منحصر به فردند و غیر قابل مقایسه.

ساختمان هایی که ظاهرشان همچنان با صلابت ، شکوه قدیمی خود را حفظ کرده اند ولی داخل آنها بازسازی و مدرنیته شده اند.

چنین جلال و جبروتی به راستی برای کشوری که سالها لقب ابرقدرت جهان را بر خود داشته ، شایسته است.

دیدنی های روسیه



در اواخر تیر ماه با انتخاب یک  تور روسیه مناسب مسافرت ما آغاز شد. در مسکو هوا بسیار متغیر و بیشتر بارانی بود .بزرگی می گفت با دیدن ساخته های دست بشر ، گاهی غروری وصف ناشدنی به انسان دست می دهد که: "این منم ! انسان ! که چه کارها از من بر می آید !" ولی با دیدن طبیعت و شگفتی های آن ، کاملا حس حقارت و هیچ بودن در برابر پروردگار را پیدا می کنیم و در اینجا این حرف کاملا مصداق داشت . با دیدن شکوه ساختمان های عظیم ، نفس ها در سینه حبس می شد ولی با لحظه ای نگاه کردن به آسمان زیبایی که هر لحظه شکلی به خود می گرفت ، گاهی با رنگ آبی خالصی - که در تهران هرگز آسمان را به این رنگ نمی توان دید - و گاهی با هجومی از ابرهای بی نهایت زیبا ، دیگر آن ساختمان ها ابهت چندانی نداشتند !



آسمان روسیه
آسمان روسیه2
آسمان روسیه3





سفر به روسیه آرزوی چندین ساله ام بود و بالاخره در اولین فرصتی که فکر کردیم بچه ها از آب و گل در آمده اند و می توانند سنگینی این سفر و بازدید های فراوان آنرا تحمل کنند، به آرزویم رسیدم .بهترین کار خرید مجدد یک کالسکه ی جمع و جور عصایی برای دختر شش ساله ام بود. چون در طول سفر های گذشته کالسکه قدیمی مان خراب و شکسته شده بود.برای بعضی از بازدید ها باید مسیری طولانی را پیمود که خارج از توان بچه های کوچک است. در صورت نبودن کالسکه ، باید قید بعضی از گشت و گذار ها را زد.

قصد معرفی یک یک مکانهایی را که دیدیم ندارم، عکسها خود گویای عظمتشان هستند.ولی چند نکته برای گفتن به نظرم میاید.اول از همه تمیزی بیش از اندازه ی تمام خیابانهای شهر بود. دیگر ،با اینکه از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ تقریبا ۷۰ سال میگذرد، ولی شهر آنچنان غرق در یادبودهای جنگ بود که گاهی به ذهنمان میرسید جنگ به تازگی تمام شده. در گوشه گوشه ی شهر مسکو، مجسمه ای،یادبودی یا کلیسایی که به یادبود کشته شدگان جنگ جهانی دوم ساخته شده بود،دیده میشد. در پارک پیروزی ،فواره های سرخی که یاداور خون کشته شدگان جنگ جهانی بود، خودنمایی میکرد.حتی بعضی از ماشینهایی که در سطح شهر تردد میکردند،روبانهایی که اکثرا به رنگ راه راه نارنجی و سیاه بودند به دور ایینه ی ماشین خود یا به دستگیره های در اتومبیل گره زده بودند که به یادبود پایان جنگ جهانی بودند.در محوطه ی کاخ کرملین، در باغی که معروف به باغ الکساندروفسکی است، آرامگاه سرباز گمنام به افتخار سربازان روسی کشته شده قرار دارد و آتش جاویدان که از آن زمان تا کنون روشن مانده و دو سرباز نگهبان در کنار آن بخشی از این یادبود ها هستند، که هر روز در ساعت مشخصی مراسم تعویض سرباز ها انجام می شود.



توپ تزار
توپ تزار
کاخ کرملین
کلیسایی در محوطه کاخ کرملین




صورت های سرد و بدون لبخند روس ها که احتمالا به خاطر شرایط زیست محیطی و آب و هوای بسیار سردشان هم می باشد ، این تصور را که هنوز درگیر غم و غصه و عزاداری برای کشته شدگانشان هستند، در ذهن تداعی می کرد. البته علت پیروزی روس ها در جنگ جهانی دوم بر آلمان ها همین سرمای وحشتناک روسیه بود که آلمان ها تاب تحمل آنرا نداشتند.

وسعت و بزرگی خیابانهایشان نکته ی دیگری بود که باعث حیرتمان میشد و تورلیدرمان آنرا اینطور توجیه میکرد که روسها همواره در توهم شروع جنگی دوباره هستند و به عقیده ی آنها اولین جایی که از طرف دشمن مورد حمله قرار میگیرد، فرودگاههای کشور هستند و آنها به این دلیل خیابانهایشان را اینقدر وسیع ساخته اند که در صورت حمله ی احتمالی دشمن به فرودگاهها، هواپیماهایشان بتوانند به راحتی در خیابانها هم فرود بیایند.

اختلاف طبقاتی شدید هم از روی ماشینهایشان مشهود بود، از ماشینهای بسیار مدل بالا گرفته تا لاداهای بسیار قدیمی، و جالب اینکه پژو ۲۰۶ هم در خیابانها زیاد دیده میشد.

اکثر مردم روسیه انگلیسی بلد نبودند وروی تابلوهای اصلی شهر و حتی در هتلها هیچ کلمه ای به انگلیسی دیده نمیشد، و این موضوعی بود که ضرورت سفر با تور روسیه را بیشتر نشان می داد.

تمام ساکنین مرفه مسکو ، آخر هفته ها شهر را ترک میکنند و به ویلاهای شخصی خود در حومه ی شهر میروند و به این دلیل مخصوصا در آخر هفته ها ترافیک سنگینی در اتوبانهای بسیار عریض مسکو وجود دارد.

متروی مسکو هم از جمله دیدنیهای مسکو بود که با بیش از ۱۸۰ ایستگاه و طول کل خطوط بیش از ۳۰۰ کیلومتریکی از بزرگترین متروهای جهان است و ۴۴ ایستگاه آن جزو میراث فرهنگی است. ساخت آن در سال ۱۹۳۱ آغاز شده. متروی مسکو به دلیل ایده های معماری بی نظیری که در ساخت آن بکار رفته بارها جوایز اول را دریافت کرده. بعد از پیروزی بزرگ اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان ها ، متروی مسکو وسیله ی تبلیغ عظمت ابر قدرت شوروی شد. لابی های زیر زمینی به تالارهای مجلل و با شکوه تبدیل شدند و مجسمه ها ی برنزو تزیینات موزاییک و چلچراغهای بی نظیر ، ابهتی وصف نشدنی به آن ایستگاهها داده است. البته بعضی از واگنها هم بسیار قدیمی و هنگام عبور آنچنان پر سروصدا بودند که حال و هوای فیلمهای زمان جنگ جهانی را تداعی میکردند.

آسمان خراشهای معروف مسکو که به هفت خواهران استالین مشهورند،از جمله شگفتیهای مسکو هستند که استالین در سال ۱۹۳۰ دستور ساخت آنها را داد ولی ساختن آنها در سال ۱۹۴۷ که هشتصدمین سالگرد تاسیس شهر مسکو بود، آغاز شد.



هفت خواهران استالین
آسمان خراشهای هفت خواهران استالین
واگن قدیمی مترو
واگن قدیمی مترو




نکته ی دیگری که دیدن آن برایمان بسیار جالب بود، طرز بازسازی ساختمانهای قدیمی بود. تمام ساختمانها در سطح شهربا وجود قدمت زیاد، بسیار تمیز و مرتب بودند چون دایما به آنها رسیدگی می شد تا شهر ظاهری آراسته داشته باشد. ولی برای بازسازی ابتدا پوششی پلاستیکی و بسیار ضخیم به دور ساختمان مورد نظر قرار می دادند که در روی آن طرحی از همان ساختمان ، دقیقا با همان شکل و رنگ وجود داشت که گاهی تشخیص آن از ساختمان اصلی مشکل بود.و سپس داخل آن شروع به بازسازی می کردند تا شهر چهره ی مرتب خود را حفظ کند.

دیدن برنامه ی رقص زیبای فولکلوریک و همچنین سیرک بزرگ مسکو ،مخصوصا برای دختر و پسرم، زنگ تفریحی بود که علاوه بر دیدن ساختمانها ی شهر، تفریحی از نوع دیگری را تجربه کنند. با اینکه از دو سال پیش استفاده از حیوانات بزرگ مانند فیل، شیر و ببر را در سیرک ها ممنوع کرده اند،ولی هنر نمایی حیواناتی کوچک مانند سگ و سمور و موش و حرکات بی نظیر آکروبات بازی ما را در حیرت باقی گذاشتند.

میدان سرخ و عظمت ساختمانها و کلیساهای آن که در روز و شب شکوهی متفاوت داشتند، مخصوصا کلیسای سنت باسیلی با گنبد های بسیار زیبا و رنگارنگ که به نوعی سمبل شهر مسکو می باشد ، دیدن عروس و دامادهایی که برای گرفتن عکس عروسی خود در کنار بناهای تاریخی شان به سادگی و بدون هیچ ژست نمایشی به میدان سرخ آمده بودند، همچنین پیاده روی در خیابان آربات قدیم که به مانند یک گالری هنری نمایشگر آثار و نقاشیهای هنرمندان روس بود، همه و همه برایمان خاطراتی بی نظیر و به یاد ماندنی بر جای گذاشتند.

سیرک بزرگ مسکو
سیرک بزرگ مسکو
کلیسای سنت باسیلی
کلیسای سنت باسیلی




مسکو را به مقصد سنت پترزبورگ ترک کردیم.

به طرز باور نکردنی سنت پترزبورگ از مسکو هم عظیم تر و با ابهت تر بود و البته مدرن تر!

در سال ۱۹۲۴ پس از مرگ لنین، این شهر لنین گراد نامیده شد و دوباره بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، شهر به نام سابق خود سنت پترزبورگ بازگشت.

در دوران جنگ جهانی دوم ، نیروهای آلمان با کمک فنلاندی ها به سرعت از شمال به شهر نزدیک شدند و حلقه ی محاصره ی شهر را تنگ تر کردند. هیتلر تصمیم گرفته بود به شهر حمله نکند ، بلکه کاری کند که مردم از گرسنگی بمیرند و با بمباران های هوایی دایمی شهر را ویران کند.گرسنگی جان صدها هزار نفر از ساکنان شهر را که بدون آب و برق مانده بودند و در کام سرما و برف اسیر شده بودند ،گرفت. با اینکه جیره ی غذایی روزانه ی نانی که در زمستان سال ۱۹۴۱ به مردم داده می شد، ۱۲۵ گرم بود، ولی با وجود این اهالی لنین گراد سابق انسان باقی ماندند و با نجات یکدیگر و تقسیم آخرین خرده ریزهای نان خود با نزدیکانشان، والاترین خصوصیات انسانی را حفظ کردند و اجازه ندادند ارتش آلمان رژه ی پیروزی خود را در خیابان معروف نفسکی برگزار کند.قبرهای دسته جمعی در قبرستان یادبود پیسکاروف در حال حاضر از جمله مکانهای مقدس برایشان است که برای قرن ها محلی برای ادای احترام و دعای اهالی سنت پترزبورگ باقی خواهد ماند. در طول جنگ جهانی دوم بیش از ۷۰ میلیون نفر کشته شدند که بیش از ۲۶ میلیون نفر آنها روس بودند. رقمی غیر قابل تصور!

در سال ۲۰۰۳ شهر سیصدمین سالگرد خود را با شکوه و جلال چشمگیری برگزار کرد.

هر چند سنت پترزبورگ از ابتدای موجودیت خود به عنوان یک شهر بزرگ و به عنوان شهری با مذاهب بسیار و حتی لاییک به روی مردمی با هر مذهبی باز است ولی اکثریت مردم آن ارتدکس هستند و تعصبات مذهبی فراوانی دارند. در کلیساهای آنها برعکس کلیساهای کاتولیک ، نیمکت و صندلی وجود ندارد و ایستاده به عبادت می پردازند. و بر خلاف کاتولیک ها که فقط روزهای یکشنبه به کلیسا میروند، ارتدکسهای معتقد هر روز به کلیسا می روند و عبادت می کنند. بنابراین کلیساهای فراوانی در سطح شهر میتوان دید. یکی از معروفترین آنها کلیسای پتروپاول است که فرشته ای که در بالای منار آن قرار دارد و به بالا اشاره میکند، نماد آسمان است.

موزه ی هرمیتاژ در سنت پترزبورگ بعد از موزه ی لور پاریس ، بزرگترین موزه ی جهان است که شامل مجموعه ای از پنج ساختمان بزرگ است که در دوران مختلف ساخته شده اند. کاخ بسیار بزرگ موزه محلی برای نمایش ثروت و عظمت امپراتورهای روس بوده.هم اکنون بیشتر از ۱۵ هزار تابلو، ۱۲ هزار مجسمه و تعداد بیشماری آثار هنری باستان شناسی در آن موجود است. از معروفترین آثار موجود در موزه، تابلوهای نقاشی داوینچی است.میتوان هفته ها را در هرمیتاژ گذراند و از دیدن شاهکارهای همه ی اعصار و اقوام لذت برد.بازدید چند ساعته از موزه فقط دید کلی از آنچه درآنجا موجود است به ما داد.

کلیسا-پتروپاول
موزه ی هرمیتاژ
هرمیتاژ

کلیسای پتروپاول
موزه ی هرمیتاژ
موزه ی هرمیتاژ


خیابان نفسکی معروفترین و منحصربفردترین خیابان سنت پترزبورگ ، به طول چهارونیم کیلومتر است.که مانند خیابان یک شهر بزرگ اروپایی با زندگی روزانه و شبانه ی خود عظمت خود را نشان می دهد . نفسکی در زمان پتر کبیر ساخته شد و به علت وجود رود نوا که در وسط شهر قرار دارد به ونیز شمالی نیز معروف است.

با پیاده روی شبانه در خیابان نفسکی از ساعت یک و نیم نیمه شب میتوان شاهد بازشدن پل های روی رود نوا بود که آنهم از دیدنیهای منحصر بفرد سنت پترزبورگ است. پلها را برای عبور کشتیهای بلند چند ساعت در شب باز میکنند. قایقهای کوچک و بزرگی هم شبانه در طول مسیر رود نوا مسافرانی را علاقمند به دیدن پلها از نزدیک هستند، جا به جا میکنند. در آنزمان از تابستان، سرمای هوا در نیمه شب در قسمت باز قایق حیرت انگیز بود.البته در قایق پتوهای کوچکی هم به مسافران داده میشد تا به خاطر سرما، لطف نشستن در قسمت باز قایق را از دست ندهند.



رود نوا
رود نوا


به نظر من مهمترین جاذبه ی سفرمان شب های سفید روسیه بود که در سنت پترزبورگ که در قسمت شمال غربی روسیه قرار دارد ، در ان موقع سال به بهترین شکل قابل دیدن بود.

درباره ی شبهای سفید زیاد شنیده بودم ، ولی واقعا شنیدن کی بود مانند دیدن! تا ساعت حدود ۱۱ شب ، هوا کاملا روشن و مثل این بود که در وسط روز هستیم. بعد از آن آسمان شروع به تغییر رنگ به آبی بسیار پررنگ میکرد که خیلی دیدنی بود و تا نزدیکیهای صبح گرگ و میش بود تا صبح که دوباره خورشید کاملا طلوع می کرد.چنین تجربه ای برایم بینهایت دیدنی و هیجان انگیز بود.

یکی از مکانهای بسیار زیبایی که در حومه ی سنت پترزبورگ قرار دارد، پترگوف است. در سال ۱۷۱۰ ایده ی ساخت پترگوف در ذهن پتر کبیر شکل گرفت.پتر کبیر در ساحل خلیج فنلاند ، کاخ زیبایی در کنار پارک بینهایت زیبایی که شامل یک کانال بزرگ و دو کوچه باغ و محوطه ی جلوی کاخ که فواره های بسیار زیادی در آن قرار دارد، مجموعه ای بی نظیر و حیرت انگیز را بوجود آورده است. پتر گوف برای خودش بهشتی زیبا بود که بازدید دو ساعته از آنجا فقط حسرت گشت و گذار سر فرصت را بر دلمان گذاشت. فواره های اهرام، خورشید و ناقوسها زیبا و ویژه هستند. سازندگان پارک به فکر آن بودند که انسان بتواند "بازی آب" را بشنود، و دهها نوای آب و سمفونی کامل آبی را از هم تشخیص بدهد.مثلا فرو ریختن آبشار، نوای دل انگیز چشمه کوهسار و نهرهای بهاری که از زیر برف جاری هستند. هر روز در ساعت ۱۱ صبح فواره ها باز می شوند و توریستهای بسیاری برای دیدن و شنیدن نغمه ی آب به آنجا می روند.

پترگوف
پترگوف


دهکده ی تزارها معروف به کاخ کاترین ، یکی دیگر از جاهای بسیار دیدنی در حومه ی سنت پترزبورگ بود.دهکده ی تزار برای هر روس بسیار عزیز است به این دلیل که الکساندر پوشکین ، شاعر معروف روس، دوران کودکی و جوانی خود را در مرکز آموزشی که در همسایگی کاخ قرار دارد، گذرانده است. در محوطه ی باغ هم یکی از مجسمه های زیبا و پراحساس پوشکین قرار دارد.

داخل کاخ با بهترین پارکت ها پوشیده شده است و کنده کاری های طلایی و تزیینات زیبای آن کلکسیونی از داراییهای کاترین دوم را به نمایش میگذارد و به خوبی نمایانگر سبک باروک است. در این سبک از طلاکاریهای بسیاری استفاده میشود.البته اکثر تزیینات این کاخ در طول جنگ جهانی دوم تخریب و به غارت برده شده ولی به همان شکل قدیم بازسازی شده اند، البته مجسمه های بیرونی کاخ بعد از بازسازی ، طلاکاری نشده اند و فقط رنگی شبیه آن خورده اند. در داخل کاخ هم از سالن غذاخوری کاترین گرفته تا اتاق کهرباهمه نمایانگر عظمت امپراتوری روس بود.

کاخ کاترین
کاخ کاترین




سنگ کهربا در بین مردم روسیه از ارزش زیادی برخوردار است.هر چند کهربا کانی نیست که از دل زمین بدست آمده باشد ، بلکه فسیل صمغ درختان کاج است که با توجه به شرایط آب و هوایی آنجا ، در روسیه بسیار یافت می شود و حدود ۵۰ میلیون سال قدمت دارد. معروف است که کهربا از جمله سنگهای شفا بخش و نیرومند است که از مهمترین اثرات شفابخشی آن جذب انرژی های مثبت و ایجاد آرامش است. به همین دلیل کاترین کبیر در کاخ خود دستور ساخت اتاقی را داده بود که تمام اجزای آن از کهربا درست شده بودند.

دیدن رقص زیبای قزاقها در کاخ باشکوه نیکولفسکی هم آخرین برنامه ی سفرمان بود.

این نوشته گوشه هایی از سفر بی نظیری بود که امیدوارم شما هم آنرا تجربه کنید.

Share
تاریخ: ۱۳۹۴/۰۶/۰۹
منبع:

به کانال تلگرام در فاینداتور بپیوندید