توجه

سفرنامه آنتالیا , جاذبه های توریستی انتالیا ,شهر آنتالیا - فاینداتور

خانه > بلاگ > سفرنامه آنتالیا
فاینداتور تهران شهرک غرب ، بلوار خوردین ، بالاتر از دادمان ، کوچه توحید 1 ، پلاک 37 ، طبقه 4 1466994855 02188385208

سفرنامه آنتالیا

نویسنده :  تحریریه فاینداتور
فاینداتور
برای اواخر تعطیلات نوروز برنامه ریزی کردیم تا به آنتالیا که شنیده بودیم آب وهوا و سواحل خوبی دارد مسافرت کنیم. پرواز ما ساعت 4 صبح بود و ما دو ساعت زودتر به فرودگاه امام خمینی رفتیم. پرواز ما به راحتی انجام شد و با احتساب توقف کوتاهی که در فرودگاه آدنا داشتیم حدود سه ساعت در راه بودیم و به فرودگاه آنتالیا رسیدیم. ساعت به وقت ترکیه پنج صبح بود. بعد از تحویل بارها و بازرسی تاکسی گرفتیم و به سمت هتلی که از ایران رزرو کرده بودم رفتیم. ساعت تحویل هتل 2 ظهر بود.
کمی در لابی هتل نشستیم و نقشه هتل را تماشا کردیم، کمی هتل گردی کردیم، ساعت هشت وقت صبحانه بود. ما هم رفتیم و صبحانه خوردیم. بعد از آن در حیاط پشتی هتل گردش کردیم و از مناظر سبز و زیبا و بوی بهار نارنج که همه جا را پر کرده بود لذت بردیم. چند عکس یادگاری هم گرفتیم. برایم جالب بود که در همه جای فضای سبز دستگاه های مخصوص نوشیدنی های داغ، لیوان و بقیه ملزومات در دکه های کوچکی قرار گرفته بودند و دسترسی به آنها واقعا راحت بود. از گردش هم کلافه شده بودیم خستگی راه هنوز همراهمان بود . بالاخره بعد از ناهار اتاق را تحویلمان دادند. توصیه می کنم بلیط را به نحوی تهیه کنید که ظهر برسید.
وسایل را در کمدها جا دادیم و دوش و کمی استراحت کردیم. بعد از ظهر به دیدن آکواریوم آنتالیا رفتیم که یکی از زیباترین آکواریومهای جهان است. غارهای زیر آب، گیاهان دریایی، داستان کشتی نوح، تونل آکواریوم های بزرگ و آکواریوم کوسه ها که ساعتی در روز زمان غذا دادن به آنهاست و جذابیت خوبی دارد. این آکواریوم بخشهای جانبی دیگری هم داشت که همه بازدید کنندگان را سرگرم می کرد. قسمتی از آن با وجود گونه های طبیعی گیاهان گرمسیری و حیوانات مختص آن، جنگلهای استوایی را در ذهن بیننده تداعی می کرد، قسمتی هم توریست ها را با دنیای سردسیری واقعی هرچند کوچک، آشنا می کرد. روزی که ما برای دیدن آکواریوم آنتالیا رفته بودیم از خوش شانسی ما کنسرت ویولون کوچکی هم برگزار شد. البته ما بعدا فهمیدیم که این کنسرت جزو برنامه روزانه آنجا نبوده است. از آکواریوم بیرون آمدیم کنار درب خروجی سرویسهای رایگان مرکز خرید دپو بودند که با آنها به آنجا رفتیم و کمی خرید کردیم. حسابی خسته بودیم و برای شام به رستوران کن کن رفتیم و در قسمت فضای باز در کنار نورپردازی عالی شام دلپذیری خوردیم.

آکواریوم آنتالیا

روز دوم
صبح هوا آفتابی بود پس تصمیم گرفتیم به پارک آبی آکوا برویم. این پارک در جنوب غربی آنتالیا و در ساحل دریای مدیترانه بود. پارک آبی آکوا پر از سرسره های بزرگ آبی بود. ما هم مشغول بالا و پایین رفتن از پله های سرسره های آبی روباز، تونلی و یو شکل، با تیوپ و یا بدون تیوپ و پرتاب شدن در آب و چاله فضایی و لذت بردن از این فضای جالب شدیم. در گوشه گوشه این پارک مسابقات تفریحی، استخر برای سنین مختلف، ماساژ، موسیقی، کافی شاپ و رستوران بود. به قسمت جامپینگ هم رفتیم که به نظر من نهایت هیجان بود. چون بلیط تمام روز پارک آبی را تهیه کرده بودیم، ناهار را در رستوران کنار استخر خوردیم. بعد از آن در کنار یکی از استخر ها آفتاب گرفیتم و کمی آرام شدیم. بعد کمی شنا کردیم و در آخر هم به قسمت دلفینها سری زدیم البته برای ورود به این قسمت باید بلیط جداگانه ای تهیه می کردیم. نمایش بانمک و جالب دلفین ها که تمام شد تازه فهمیدیم که چقدر خسته هستیم و حتی حال بلند شدن از روی صندلی نمایش را هم نداشتیم.

آکواریوم ترکیه آنتالیا

حالا خوب شد حوله آورده بودیم و مجبور نشدیم از آنجا تهیه کنیم چون خیلی مبلغش بالا بود.
به هتل رفتیم و چرت کوتاهی زدیم، قبل از غروب بیدار شدیم و به ساحل کنیالتی رفتیم. پرچم آبی به معنای امنیت و اجازه شنا بود. ما هم تنی به آب زدیم، آب دریا صاف و درخشان بود. منظره ها بسیار چشم نواز بودند مخصوصا که ما زمان غروب آنجا بودیم صحنه ی بسیار زیبایی بوجود آمده بود در کنار این ساحل آرام رستوران ها، مغازه ها و کافه هایی بودند که بر جذابیت آن می افزودند. برای شام به رستوران فسیلتی رفتیم. اگرچه خیلی گشتیم تا پیدایش کنیم ولی طعم غذای خانگی آن بسیار عالی بود اسم غذای ما یاپراک سارما بود و همه ی خستگی ما را از بین برد.

یاپراک سارما

بعد از شام عالی که خورده بودیم کلی انرژی گرفتیم و به مرکز خرید میگروس رفتیم که قیمتهایش خیلی بالا بود و ما فقط تماشا کردیم به نظر من که وقتمان را تلف کردیم. در نزدیکی همین مرکز خرید شهربازی آنتالیا بود، سری هم به آنجا زدیم و فقط یک بازی سوار شدیم. کلا خسته شده بودیم.
روز سوم
بعد از صبحانه مفصل و عالی هتل تصمیم گرفتیم به دیدن قسمتهای تاریخی شهر آنتالیا برویم. ویرانه ها و تئاتر آسپندوس و شهر باستانی پرگ و ترمسوس را هم دیدیم. به دیدن برج هیدیرلیک که دربین ساحل و دیواره های سد قرار دارد و زمانی برای دیده بانی استفاده می شده است هم رفتیم. پارک علی اوغلو هم در همان نزدیکی بود، به آنجا هم رفتیم و یک بستنی خوشمزه خوردیم. به معبد آپولو که یکی از برجسته ترین آثار باستانی آنتالیا است و در لبه ی صخره های ساحلی قرار دارد رفتیم. بناهای دیگری مانند معبد آتنا، بنای تاریخی ورود شهر قدیمی، تئاتر 20 هزار نفری و آگورا هم در نزدیکی این معبد قرار دارد که بازدید آنها بلیط نیاز دارد و ما برای صرفه جویی از آنها دیدن نکردیم و به هتل برگشتیم.

معبد آپولو

موقع برگشتن با مینی بوس به مرکز شهر آنتالیا رفتیم که قسمت قدیمی آنتالیا هم آنجا بود. ناهار را در هتل خوردیم و کمی استراحت کردیم برای عصر به ساحل لارا که در شرق آنتالیا بود رفتیم. ساحل شنی بسیار زیبا و آرام که واقعا مثال زدنی در زیبایی و تمیزی است. پاسه لیس که یک شهر قدیمی بود را هم دیدیم بسیار جذاب بود و بعد به راه سلیان رفتیم که درواقع مسیر پیاده روی بسیار زیبا و عالی بود که در امتداد خط ساحلی قرار داشت و مناظر بسیار زیبایی را دیدیم. شام امشب گران ترین شام ما در طول سفر بود و البته خوشمزه ترین آنها، به کباب سرای پاشابیگ رفتیم و یک کباب حسابی خوردیم.

کباب ترکیه

سری هم به مرکز خرید تراسیتی زدیم و حسابی خرید کردیم. در پایان هم به یکی از سینماهایی که در این مرکز خرید بود رفتیم. نزدیک نیمه شب بود که به هتل برگشتیم و بعد از گذاشتن خریدها در اتاق، به کنار ساحل هتل آمدیم و شب دریا را تماشا کردیم که هم آرامش بخش بود و هم ترسناک. این خیلی خوب بود که هتل ما ساحل داشت و نکته ای بود که هنگام رزرو هتل برایمان خیلی اهمیت نداشت ولی در طول سفر متوجه خوبی اش شدیم.
روز چهارم
صبحانه را که خوردیم طبق معمول آماده شدیم و به دیدن شهر قدیمی کالیجی و دروازه هادریان و همچنین مسجد ییولی منار که نمونه ی جالبی از معماری سلجوقیان بود. به موزه آنتالیا رفتیم و بعد از آن به المپوس و چیمائرا رفتیم و در ساحل آرامش استراحت کردیم. در المپوس شعله های آتش طبیعی بودند که از میان صخره ها بیرون می آمدند. بعد از استراحت به چشمه های کارستی رفتیم. در اطراف آنتالیا آبشارها، آبگیرها و چشمه های فراوانی وجود دارد که هر کدام درجای خود بی نظیر است. اکثر اینها بر اثر باقیماندن رسوبات و فرسایش در طول سالیان زیاد بوجود آمده اند.

چشمه های کارستی

ناهار امروز یک غذای مدیترانه ای عالی بود در پییازیچی مصطفی خوردیم و البته سیر نشدیم چون حجم غذا کم بود. به مرکز خرید اوزدیک رفتیم. در این مرکز خرید ده ها فروشگاه بود و چندین رستوران، خرید که کردیم هنوز شب نشده بود ولی ما گرسنه بودیم پس به یکی از رستورانها رفتیم و برای عصرانه ساندویچ خوشمزه ای خوردیم و دوباره به خرید مشغول شدیم. چون گرم خرید شده بودیم به مرکز خرید تانساش که پر از مواد غذایی بود رفتیم. تانساش دو طبقه بود طبقه همکف فقط خوراکی و غذاهای مختلف بود و طبقه بالا پر از لباس، لوازم الکترونیکی، لوازم تزئینی و محصولات آرایشی بود حدود سه ساعتی در طبقه بالا بودیم و از طبقه ی پایین هم شام تهیه کردیم.
روز پنجم
امروز صبح خیلی خسته بودیم و کمی بیشتر خوابیدیم و قبل از ظهر به شهر مینیاتوری آنتالیا رفتیم. در یک کلام کل بناهای تاریخی و مهم ترکیه در اینجا جمع شده بودند. این شهر در فضای باز است و روزی که ما برای بازدید رفتیم هوا کمی ابری بود و مناسب بازدید از محیط باز بود. تمام بازدید ما کمتر از نیم ساعت طول کشید و ما فکر می کردیم بیشتر وقت بگیرد.

شهر مینیاتوری آنتالیا

برای ناهار به رستوران تیریتچیزاده رفتیم و باز هم از کبابهای لذیذ ترکیه ای خوردیم. بعد به محله ی باستانی و قدیمی کالایچی رفتیم. این محله به قلب آنتالیا معروف است و برای پیاده روی بسیار مناسب است. سپس به خیابان آتاتورک آنتالیا که در همان نزدیکی بود رفتیم مغازه ها، کافه تریا و رستورانهای محلی زیادی در این خیابان بودند. به یک کافه رفتیم و دسر کادایف و باقلوا سفارش دادیم هر دوتا عالی بودند مخصوصا باقلوا که پر از مغز گردو، بادام، فندق و پسته بود. از دیدن این خیابان آتاتورک سیر نمی شدیم.

دسر کادایف

چند ساعتی را در اینجا گشت زدیم و بعد به رودخانه آبشار ماناوگات رفتیم و منظره های چشم نوازی را دیدم و چند تایی عکس یادگاری گرفتیم و پیاده روی کردیم. هوا رو به تاریکی می رفت و ما واقعا از خوردن کباب های ترکی خسته شده بودیم پس برای شام به رستوران پیسکاتوره رفتیم و یک غذای دریایی را تجربه کردیم. بعد از شام به مرکز خرید مارک رفتیم و آخرین خریدهای آنتالیا را هم از آنجا انجام دادیم. بلیط برگشت ما ساعت یک نیمه شب بود پس زمان زیادی نداشتیم و سریع به هتل برگشتیم و چمدانها را بستیم و با تاکسی به سمت فرودگاه حرکت کردیم.


تاریخ: ۱۳۹۶/۰۶/۱۲
منبع: فاینداتور
نظرات:

مطالب مرتبط


به کانال تلگرام فاینداتور بپیوندید