توجه

سفرنامه آلمان|نقشه سفر به آلمان|فاینداتور

خانه > بلاگ > سفرنامه آلمان
فاینداتور تهران شهرک غرب ، بلوار خوردین ، بالاتر از دادمان ، کوچه توحید 1 ، پلاک 37 ، طبقه 4 1466994855 02188385208

سفرنامه آلمان

نویسنده :  امیر فرزین
فاینداتور
چند وقتی هست که سفرهای اروپایی خودم رو شروع کردم. تصمیم دارم با خرید تور اروپا و یا به صورت انفرادی تمام کشورهای اروپایی را ببینم. از قبل برنامه‌ریزی کرده بودیم که بعد از ورشو به آلمان برویم. به همین منظور سوار قطاری به مقصد برلین شدیم.

مسیر ورشو به برلین برروی نقشه
در طول مسیر از جاده‌های سرسبزی گذشتیم و شهرهایی رو گذراندیم. قسمتی از واگن‌های قطار مخصوص آوردن دوچرخه بود. قطار ما در برلین دو ایستگاه داشت که ایستگاه اصلی آن دومی بود که در مرکز شهر قرار داشت. ایستگاه هابهانوف (Hauptbahnhof) چندین طبقه داشت که در هر طبقه قطارهای مختلفی از سایر کشورهای اروپایی توقف می‌کردند. با کلی دقت و احتیاط از ایستگاه قطار بیرون آمدیم. خیلی نگران بودیم که گم نشویم و از خروجی درستی بیرون بیاییم. که همین‌طور هم شد. برلین مهم‌ترین شهر تاریخی آلمان است، همچنین به دلیل وجود جاذبه‌های تاریخی فراوان مورد استقبال گردشگران قرارگرفته است. در تمام ایستگاه راهنمایانی برای گردشگران (Tourist Information ) ایستاده بودند، از یکی از آن‌ها راهنمایی خواستیم و گفت که برای استفاده از تخفیفات بازدید از موزه‌ها و حمل‌ونقل کارت توریستی بخریم. با راهنمایی ایشان با قطار به مونیخ رفتیم در آنجا از دکه‌هایی که در ایستگاه قطار بودند یک کارت تخفیف خریدیم. این کارت برای دو روز اعتبار داشت. و قیمت آن 16.9 یورو بود. حالا می‌توانستیم به‌راحتی سوار مترو بشویم دوباره از یکی از راهنمایان گردشگرها کمک خواستیم و در مورد خطوط مترو و اتوبوس سؤال کردیم. آقای راهنما برگه‌ای را به ما داد که در آن نقشه تمام خطوط اتوبوس‌رانی و متروهای مونیخ بود.

برلین

بااینکه نقشه داشتیم ولی بیش از یک ساعت دور خودمان چرخیدیم تا به هتل رسیدیم و اتاق را تحویل گرفتیم. از خستگی روی تخت افتادیم و تازه یادمان افتاد که صبحانه نخوردیم. به رستوران هتل رفتیم. آلمانی‌ها صبحانه‌ی متنوعی می‌خورند به همین دلیل منوی خیلی مفصلی برای صبحانه وجود داشت تقریباً مثل ناهار بود. غذاها خیلی وسوسه‌انگیز بودند و ما دوست داشتیم همه را امتحان کنیم. پس از هر چیزی یکی می‌گرفتیم و هر دو امتحان می‌کردیم. سوسیس کبابی، نونی که شبیه پیتزا بود ولی رویش پنیر فتا، پیاز و بیکن داشت. هر دو خوشمزه بودند ول عالی مزه‌اش را هیچ جا تجربه نکرده بودم. نوشیدنی‌های خیلی متنوعی هم داشتند. بعد از صبحانه تازه چشمانمان بازشده بود. به اتاق برگشتیم و سریع آماده شدیم و به موزه اسباب‌بازی رفتیم. در تمام سفر خیلی مشتاق دیدن اینجا بودم. شاهکارهای زیبایی در موزه اسباب‌بازی بودند. در این موزه آثاری از زمان برنز وجود دارد. اسباب‌بازی‌های 3000 سال پیش هم آنجا بود. خیلی عکس گرفتیم و بعدازآن در خیابان کمی قدم زدیم. شهر مونیخ واقعا جذابیت زیادی دارد و با هر سلیقه‌ای گردشگران را جذب خودش می‌کند. به مرکز شهر رفتیم. واقعاً از دیدن خیابان‌های سنگفرش شده لذت می‌بردم. سری به فروشگاه‌های لباس و کیف و کفش زدیم. کلیساهای بزرگی در مونیخ هستند. به دیدن کلیسای "بانوی ما" رفتیم. مناره‌های کلیسا سبز و خود ساختمانش نارنجی‌رنگ بود. داخل کلیسا هم بارنگ مشکی رد پای شیطان را نشان داده بودند. برخی اعتقاد داشتند که این ردپاها واقعی هستند و در این مورد چند افسانه وجود دارد.

کلیسای

بعد ازآنجا چون توی جو کلیسا بودیم به دیدن کلیسای سن پتر هم رفتیم. واقعاً کلیسای زیبایی بود با صحن و محراب بسیار مجلل، همه‌جا بوی عود می‌آمد. مردم نشسته بر روی صندلی‌ها یا ایستاده در حال دعا و نیایش بودند. بعدازآن بازهم به این‌طرف و آن‌طرف رفتیم و از دیدن شهر لذت بردیم از جلوی رستوران بزرگ Dallmayr Dlicaressen رد شدیم و تصمیم گرفتیم برای ناهار برویم. انواع غذا و دسر و نوشیدنی‌های گرم و سرد همه در ویترین‌هایی چیده شده بودند. تمام غذاها بسیار با دقت و ظرافت تزئین شده بودند. علاوه بر زیبایی کیفیت غذاها هم عالی بود.

رستوران بزرگ Dallmayr Dlicaressen

بعد از ناهار به میدان مارین رفتیم میدانی که در وسط مونیخ است و جزو اولین مکان‌هایی است که گردشگران را به‌سوی خود می‌کشاند. ساختمان‌های بلند قدیمی و جدید. در وسط میدان مارین مجسمه حضرت مریم قرار دارد. فواره‌ای ماهی شکل هم در این میدان بود که بسیار زیبا بود مخصوصاً با ماهی‌های رنگارنگی که دورش بود. برای عصرانه از کافه Luirpold نوشیدنی‌ای خوردیم که داخل کفشی سرامیکی سرو می‌شد. و روی آن نقشی از ماریان پلتز بود. اسم این نوشیدنی "اقان ژی پونش" بود. طعم خیلی خوبی داشت. کافه هم بسیار عالی بود در عین قدمتی که داشت بسیار شیک و تمیز بود. تمام شیرینی‌های اشتها برانگیز آلمانی در کانتر کافه چیده شده بودند. یک فرق اساسی با تمام کافه‌هایی داشت که تابه‌حال رفته بودم او هم این بود که لازم نبود از منو اسم یک نوشیدنی و شیرینی را انتخاب کنید و ندانید که چه چیزی سفارش داده‌اید، بلکه همه‌چیز را می‌دیدیم و بعد سفارش می‌دادیم. جوی کاملاً عاشقانه بر کافه حکم‌فرما بود موسیقی ملایمی هم گذاشته بودند. خیلی خسته بودیم به هتل رفتیم و تا وقت شام خوابیدیم. شام را در هتل خوردیم و بعد هم کمی در خیابان‌ها قدم زدیم.

هتل

نقشه گشت شهری در برلین + کلیک کنید


روز دوم در سفر به آلمان

امروز برای صبحانه از خانمی که در میز کناری نشسته بود تقلب کردیم و کوفته‌ای را که بااشتهای فراوان می‌خورد سفارش دادیم. یعنی اسم این غذا را هم نمی‌دانستیم ولی به یکی از کارکنان رستوران اشاره کردیم و او متوجه شد و همان غذا را برایمان آورد. یک نوع کوفته بود که با سیب‌زمینی و اسفناج و گوشت درست‌شده بود و در سس پنیر و خامه سرو می‌شد. طعم خیلی عالی‌ای داشت. اسم این کوفته "کنول" بود. طعم فوق‌العاده‌ای داشت و خیلی مناسب صبحانه بود. بعد از صبحانه به موزه آلمان رفتیم موزه‌ای که خیلی جالب بود در آن کلکسیونی از اولین تکنولوژی‌های جهان بود. مثلاً اولین ماشین، اولین هواپیما. خیلی زیبا بود. خیلی وقت گذاشتیم و تمام قسمت‌های آن مانند ستاره‌شناسی، فلزات، زمین‌شناسی، داروها و فیزیک را دیدیم. قسمتی هم مخصوص کودکان 3 تا 8 سال داشت که می‌توانستند انواع آزمایش‌ها را انجام دهند. این موزه از 9 صبح تا 5 بعدازظهر فعال است. ما در همان پانزده دقیقه اول شروع کار وارد آن شده بودیم. ازآنجا به موزه بی ام و رفتیم. موزه‌ای بی‌نظیر و بزرگ برای عاشقان ماشین. بعد به موزه البته پیناکوتک رفتیم. در این موزه بیش از 800 اثر هنری نقاشان معروف اروپا نگهداری می‌شود. حتی نقاشی‌های قرون‌وسطی نیز در آنجا بودند. در جلوی ساختمان بزرگ این موزه حیات سرسبز و بزرگی هم بود. برای ناهار به رستوران Rarskeller رفتیم.

رستوران Rarskeller

محیط خیلی جالبی داشت نقاشی‌های دیواری سقف‌های هلالی و از همه جالب‌تر اینکه پله‌های سنگی و بلندی داشت. یکی از غذاهای سنتی مونیخ را امتحان کردیم که طعم خوبی هم داشت. امروز کلاً به موزه رفتیم تا کارت تخفیف را استفاده کنیم. بعد از کمی استراحت در هتل عصری به پارک المپیک رفتیم. معمولاً جشن‌ها و مناسبت‌های مونیخ را در این پارک برگزار می‌کنند. این پارک بزرگ بخش‌های مختلفی مانند استادیوم المپیک، استخر، سالن ورزش‌های یخی، سالن مسابقات تنیس و چند بخش دیگر داشت و خیلی زیبا بود.

موزه

شام امشب را در رستوران Shoya خوردیم قیمت غذا تقریباً ارزان‌تر از رستوران‌های قبلی بود. غذای خوش‌مزه‌ای هم داشت. یک جوجه سرخ‌شده، یک سوشی تند و یک سالاد سفارش دادیم.
امشب تیم بایرن‌مونیخ بازی داشت و خیابان‌ها شلوغ بود. ما هم به هتل رفتیم و تصمیم گرفتیم استراحت کنیم و بیرون نرویم. چیزی که من رو جذب این شهر کرده بوی خوشی هست که در همه جای آن به مشام می‌رسد.

نقشه گشت شهری در مونیخ + کلیک کنید

برنامه سفر روز دوم به آلمان بر روی نقشه

روز سوم تور آلمان

صبحانه‌ی مفصلی در هتل خوردیم. تصمیم گرفتیم دیگر شهرهای آلمان را هم‌گشت بزنیم و طبیعت زیبای آلمان را بیشتر ببینیم. من هواپیما را دوست دارم ولی فرصتی که قطار برای دیدن مناظر اطراف می‌دهد در هواپیما نیست. خلاصه در یک تور یک‌روزه ثبت‌نام کردیم و با قطار به شهر لایپزیک رفتیم و برای بازدید به داخل شهر رفتیم. به دیدن شهر تاریخی تورگو رفتیم شهری که در زمان جنگ جهانی دوم نیروهای متفقین و آلمان در آن بودند. این شهر خیلی بزرگ نبود و مراکز خرید و هتل‌های مجللی نداشت. به تماشای بنای یادبودی رفتیم که برای بزرگداشت ارتش سرخ آلمان ساخته‌شده بود. این ساختمان بخشی از تاریخ آلمان محسوب می‌شد هرچند که نمادی از شکست آلمان‌ها در جنگ بود.

و طبیعت زیبای آلمان

از تورگو به فرانکفورت رفتیم. فرانکفورت زادگاه گوته مشهورترین نویسنده آلمانی است. در میانه‌ی شهر میدان اصلی آن که برج بلندی دارد قرار دارد. به باغ گیاه‌شناسی فرانکفورت رفتیم. همچنین کلیسای صد ساله‌ای را هم دیدیم. نمی‌دو نم چرا زود خسته شدم. حدود عصر بود که راهی هامبورگ که دومین شهر بزرگ آلمان است شدیم. هامبورگ شهری بندری است، به ساحل رفتیم حوصله قدم زدن نداشتم فکر کنم خسته راه شده بودم به رستوران Rive که در ساحل بود رفتیم و یک نوشیدنی عالی خوردیم. حالم بهتر شد. در آنجا قایق‌سواری کردیم. سپس به دیدن موزه‌ی Emigration Museum Ballinstadt رفتیم. شام را هم در رستوران زیبای هِرلین (Haerlin) خوردیم. فضای داخل رستوران بسیار جذاب بود برخی از میزها که در کنار پنجره بودند دیدمستقیمی به رودخانه آلِستا داشتند. بعد از شام به سمت مونیخ حرکت کردیم.

موزه‌ی Emigration Museum Ballinstadt

برنامه گشت شهری در فرانکفورت و هامبورگ


روز چهارم

امروز بعد از صبحانه برای خرید به پاساژ استاخز رفتیم. یک مرکز خرید زیر زمینی بزرگ بود همه‌چیز برای فروش بود هم برندهای معروف و هم متفرقه. کمی لباس و شکلات خریدیم. دریکی از رستوران‌های همان مرکز خرید ناهار خوردیم و به هتل برگشتیم. از دوستانم تعریف کلیسای فوان کرشه رو خیلی شنیده بودم بااینکه هنوز چمدان‌ها رو نبسته بودیم و خیلی هم خسته بودیم ولی اصرار کردم و به دیدن این کلیسای زیبا هم رفتیم در اینجا هم رد پایی بود که می‌گفتند برای شیطان است. مقبره‌ای هم به نام پرنسس بود که من متوجه نشدم چی بود. خیلی سریع به هتل برگشتیم و وسایل رو جمع کردیم و اتاق را تحویل دادیم و به ایستگاه قطار رفتیم. تا به کشور بعدی سفر کنیم.

کلیسای فوان کرشه

پیشنهاد فاینداتور:
سفرنامه بالی
سفرنامه مالدیو
سفرنامه پوکت
سفرنامه گرجستان



تاریخ: ۱۳۹۷/۰۲/۲۲
منبع: فاینداتور
نظرات:
صدیقه  (30 ارديبهشت۱۳۹۷   ساعت :  59: 15 ) 
با خوندن سفرنامه شما مشتاق سفر به آلمان شدم. سپاس فراوان
رها  (26 ارديبهشت۱۳۹۷   ساعت :  55: 19 ) 
رفتن به سفرهای اروپایی هزینه زیادی دارد من معتقدم استفاده از تجربیات دیگران در سفرها خیلی به صرفه است. 
نسیم  (26 ارديبهشت۱۳۹۷   ساعت :  54: 19 ) 
ممنون که این همه وقت صرف کردید و به این خوبی تجربیاتتون رو در اختیار ما گذاشتید. 

مطالب مرتبط


به کانال تلگرام فاینداتور بپیوندید